می پذیرم که من اول برای کشف سرزمین او پا پیش بگذارم
لازماست که حتما اول یکی پا پیش بگذارد. بنابراین بهتر است در این راه، من کمیصبر و پشتکار به خرج بدهم. مطمئنا او روزی از این بابت سپاسگزارم خواهد شد.
به تفاوت هایش احترام می گذارم
هدف، نه برتری جویی است و نه تعیین این که کدام یکی "بهتر" است. فقط و فقط درک کردن اوست برای رسیدن به تفاهم پایدار.
می پذیرم که او قلمروهای خاص خودش را دارد
درکدیگری برای برقراری ارتباط بهتر با او و دوست داشتن، به معنی هجوم بهتمامیت ارضی اش نیست. بلکه برعکس، با رها کردن او برای ابراز وجود است کهمی توان به حقیقت وجودی اش دست یافت و درکش کرد.
قبول می کنم که هرگز او را به طور کامل نخواهم شناخت
ما حتی در شناخت خودمان هم مشکل داریم، چطور می توان تصور کرد که روزی بتوانیم همسرمان که از جنس ما نیست را به طور کامل بشناسیم؟
از او می خواهم در مورد رفتارهایی که سر درنمی آورم، توضیح دهد
زنانبه شدت محتاج تبادل کلامی با نزدیکانشان هستند. وقتی مردی در این راهپیشقدم می شود، آنها به شدت تحت تاثیر قرار می گیرند و محبت خود را نثارهمسرشان می کنند.
گوش کردن را یاد می گیرم
گوشکردن بزرگترین تفاوت اختلاف آفرین بین زنان و مردان است. مردها بیشتر رویرفتار و زنان روی گفتار و کلام تمرکز می کنند. خانم ها بیشتر دوست دارندیک گوش شنوا برای حرف هایشان داشته باشند تا این که صرفا راه حل به آنانپیشنهاد شود.
وقتی از من درخواست کند به او راه حل پیشنهاد می کنم
اگربپذیریم که اول پای درد دل زنان بنشینیم، همین ابراز علاقه ما به گوشکردن، آنها را آرام می کند و کمک بزرگی است برای این که وارد مرحله بعدییعنی عمل، بشوند. احتمالا در این وقت است که می توانند به توصیه ها و راهحل های پیشنهادی مردها گوش دهند.
با او همدردی می کنم
زنانوقتی مشکلی دارند، پیش از هر چیز نیازمند همدردی هستند. آنان مایلند کهدیگران از ریز به ریز آن چه انجام داده اند مطلع شوند. بنابراین با دادناین فرصت، با او همدردی می کنم.
از گفتن جملاتی مثل: "مهم نیست!" جدا خودداری می کنم
اینکار اشتباه محض است! به هیچ وجه نباید مشکل آنان را کوچک و کم اهمیت بهحساب آورد. در عوض بهتر با گفتن: "من هم اگر جای تو بود م، خسته می شدم"،یا "من هم به نوبه خودم نمی توانم چنین رفتاری را تحمل کنم". اولین گامهای همدلی با آنان را برداشت.
می پذیرم که با دوستانش روابط صمیمانه ای داشته باشد
مردهامعمولا از این وجه اشتراک زنانه بیمناکند. تبادل کلامی زنان، آنان را میترساند. ولی جایی برای هراس نیست. برعکس، بعد از همین گفتگوهای مفصل استکه زنان تسکیل یافته، با خیالی آسوده، بی دغدغه و حتی شکیباتر به خانهبرمی گردند.
تشکر می کنم
زنانبه طور فطری مایلند برای این که مورد علاقه واقع شوند، عشق و محبت نثارکنند. هر چند که معمولا هم در عوض چیزی دستشان را نمی گیرد. چنانچهمتقابلا در پاسخ به ابراز محبت ها هیچ لطف و توجهی دریافت نکنند، خسته ودرمانده می شوند.
راحت درباره دغدغه ها و مشکلاتم صحبت می کنم
مردهااغلب از گفتن مشکلات خودداری می کنند. در نظر آنان این نوعی شکست است. اینکار چنان زنان را دلسرد و درمانده می کند که احساس می کنند هیچ راهی برایحمایت و پشتیبانی مردشان ندارند. آنان را مشغول و دور از دسترس می بینند.در نتیجه افتادن در دور باطل سوءتفاهم شروع می شود.
هرازگاهی او را غافلگیر می کنم
همهزنان دوست دارند که مردشان فرشته آرزوهایشان باشد. این طرز تفکر در حالیکه در نظر مردها کودکانه است، ولی برای زنان خیلی هم جدی می باشد. آناندوست دارند یک نفر دستشان را گرفته و با خود به یک تعطیلات آخر هفتهغیرمنتظره یا صرف شامی با چراغ خاموش و شمع روشن و ... ببرد.
برایش وقت می گذارم
وقتی را که مرد صرف زن می کند، از تمام مادیات دنیا برایش ارزشمندتر است. چون این توجه و لذت با تمام طلاهای دنیا هم خریدنی نیست!
در دلربایی کردن هایش با او همبازی می شوم
چشمهایشرا برایم خمار می کند؟ بی هیچ دلیل خاصی مثل یک ملکه خودش را آرایش میکند؟ یا یک دفعه به لباس خدمتکار یا کولی درمی آید؟ خب، بازی می کند، وباید از این بازی با هم لذت ببریم.


