در حالي كه طي هفتههاي گذشته اخبار متناقضي در مورد احتمال تمديد يا عدم
تمديد حكم رياست مجدد عزتالله ضرغامي در رسانهها منتشر ميشد، دو روز
قبل مقام معظم رهبري طي حكمي مهر تاييد به اخبار غيررسمي زدند و بدين
ترتيب مرد دزفولي متولد 1338 براي پنج سال ديگر سكاندار صداوسيما، اين
بزرگترين رسانه كشوري ايران، شد. تاييد حضور پنج ساله ضرغامي در صداوسيما
در وضعيتي صورت ميگيرد كه ضرغامي طي ماههاي اخير بيشتر از زمانهاي ديگر
زير ذرهبينها قرار گرفت و عملكرد وي در ترازوي نقد قرار داده شد،
نقدهايي كه منبع آنها، گروهها، پايگاهها و علايق و سلايق مختلف بودند و
خود داستان جالبي دارند كه نگاهي به آنها ميتواند دشواري فعاليت در سمت
رياست رسانه ملي را آشكار سازد. منتقداني كه يك سر آن در دولت و نهادها
قرار دارد و يك سرآن در اصلاحطلبان. در اين بين نيز ميتوان از روحانيون
و گروههاي مذهبي و همچنين از فعالان عرصههاي هنري و فرهنگي سراغ گرفت كه
هر يك به وقتي و فرصتي و با دلايلي ضرغامي را به تيغ نقد كشيدند.
اصلاحطلبان كه يكي از دو طيف سياسي در كشور را تشكيل ميدهند
بيشترين انتقاد خود در طي سالهاي اخير را مربوط به عدم رعايت بيطرفي از
جانب اين رسانه ميدانند. اين گروه معتقدند كه ضرغامي بهرغم تلاش براي
رعايت اعتدال، هنوز نتوانسته است كه تعادلي ميان دو طيف سياسي كشور ايجاد
كند كه اين مهم در زمان انتخابات رياستجمهوري دهم بيش از هر زمان ديگري
خود را نشان داد.
اينان ميگويند اگر از عدم بيطرفي رسانه ملي صرفنظر كنيم، نميتوان به
راحتي از تخريب برخي چهرههاي اصلي اين جريان بهويژه در برنامههايي
مانند 20:30 عبور كرد. برخي جوانان اصلاحطلب در بحبوحه انتخابات براي
نشان دادن نارضايتي خود از عملكرد صداوسيما در مقابل ساختمان اين سازمان
تجمع كردند و خواستار توجه برابر به جناحهاي سياسي شدند. اعتراض ديگر
اصلاحطلبان به ضرغامي مربوط به ميدان ندادن رسانه تحت مديريت او به
چهرههاي اين طيف در مراسمها و برنامههاي صداوسيماست. برخي هم رسانه ملي
را رسانهاي تحت كنترل دولت عنوان كردند و اين سوال را از ضرغامي پرسيدند
كه چرا اين رسانه در دولت اصلاحات تنها به انتشار ناكاميهاي آن دولت
ميپرداخت؟
روحانيون و قشرهاي مذهبي؛منتقدان جدي صداوسيما
به غير از اصلاحطلبان و برخي اصولگرايان منتقد دولت گروه ديگري هم هستند
كه از عملكرد ضرغامي طي پنج سال اخير گلايه ميكنند. برخي از اين علما از
پخش برنامههايي در اين رسانه ناراضي هستند و آنها را مصداق عيني بيتوجهي
به ارزشهاي ديني و اسلامي ميدانند و برخي ديگر معتقدند به قشر روحاني آن
طور كه بايد و شايد، اهميت داده نميشود.
از جمله علماي منتقد به عملكرد ضرغامي ميتوان به آيتالله مكارم شيرازي
اشاره كرد. به غير از آيتالله مكارم شيرازي، مراجع عظام صافی گلپایگانی،
موسوی اردبیلی و جوادی آملی نيز در نامههاي جداگانهاي انتقادات خود به
ضرغامي را مطرح كردهاند.
در اين بين برخي از اقشار مذهبي و رسانههايي چون سايت انصارنيوز و
هفتهنامه يالثارات نيز بارها نقدهاي متعددي را بر عملكرد صداوسيما و پخش
برنامههاي غيرارزشي انتقاد كردهاند.
دولتيها؛ ناقدان هميشگي ضرغامي
اما بيشترين انتقادها از ضرغامي مربوط به ناحيهاي ميشود كه كمتر پيش
بيني ميشد. دولتمردان كابينه نهم و دهم حامل بيشترين انتقادها به صدا
وسيمايي بودند كه از يك سو از سوي منتقدان دولت متهم به بهاي زياد دادن به
دولت ميشود و از سوي ديگر از سوي حاميان دولت، به دليل پررنگ نكردن
دستاوردهاي دولت مورد مواخذه قرار ميگيرد. بيشتر انتقاداتي كه طي سالهاي
اخير از جانب دولتمردان متوجه ضرغامي شده است مربوط به عدم پوشش كافي
دستاوردهاي دولت، دلسوز نبودن مديريت بخشهاي مختلف اين سازمان براي
انعكاس اخبار دولت، مشكل در امر مخاطب شناسي، عدم نظارت صحيح بر
فعاليتهاي تمام مجموعه صداوسيما و... است.
برخي دولتمردان براي نشان دادن انتقاد خود از عملكرد صداوسيما از سخنان
رهبري شاهد ميآورند به عنوان نمونه سخنگوي دولت نهم ميگويد: نميتوان
گفت كه تمام كاركرد صدا و سيما منطبق بر خواست، مطالبه و سليقه رهبري
است.اكنون يك شوراي نظارت بر صداوسيما وجود دارد كه در حقيقت اين شورا
بيحاصل و ناكارآمد است و نظارتي كه دارد نظارت اطلاعي است و ظرفيتي براي
ورود به اين عرصه را ندارد. در برخي موارد هم انتقاد دولتمردان از
صداوسيما رنگ و بويي سطحي و شخصي به خود ميگيرد كه نمونه آن بازخواست
اخير رئيس سازمان تربيت بدني از ضرغامي مبني بر دليل عدم پخش يكسري از
مسابقات ورزشي است.
هنرمندان ناراضي از فهرست سياه
اگرچه ضرغامي با آغاز رياستش در سال 83 ارتباط خوبي با هنرمندان و بهويژه
بازيگران برقرار كرد و حتي انتقادات را به جان خريد و بر سر صحنههاي
فيلمبرداري مجموعههايي حاضر شد كه انتقادات فراواني از سوي حاميان دولت
به آنها شده بود اما ظاهرا آنطور كه انتظار ميرفت برخي هنرمندان از تمديد
رياست او خوشحال نيستند. هنرمندان اين روزها از فهرست سياهي سخن ميگويند
و انتقاد ميكنند كه در سازمان صداوسيما وجود دارد و به دليل مسائل سياسي
افراد حاضر در اين فهرست از فعاليت منع شدهاند. مجيد مجيدي در ديدار اخير
هنرمندان با مقام معظم رهبري اوج اين انتقادات را با بيان اينكه تا حضور
ضرغامي در صداوسيما حق نشان دادن تصوير مرا نداريد،نشان داد. او حتي در يك
سخنراني به صراحت از برخورد با بازيگراني صحبت كرد كه دچار اشتباه ميشوند
كه با مواضع ديگر او مبني بر تعامل با دست اندركاران تهيه توليدات سيمايي
در تضاد است. يكي ديگر از انتقادات اصولگرايان از عملكرد ضرغامي مربوط به
گسترش آزاديهاي فرهنگي در اين رسانه بود. به عنوان مثال در دوران
لاريجاني، پخش آلات موسيقي امري ممنوع محسوب ميشد اما ضرغامي نه تنها از
اين خط قرمز لاريجاني عبور كرد بلكه با پخش موسيقيهاي روز به گفته خود
سبب ايجاد نشاط و روح اميد در ميان اقشار مختلف جامعه و بهويژه جوانان
شد. همين موضوع بيش از همه سبب اعتراض طلاب و جوانان مذهبي شد و آنها
ضرغامي را به ترويج رفتارهاي غيرارزشي متهم كردند.
ضرغامي پاسخ ميدهد
ضرغامي در اين پنج سال انتقادات زيادي را متحمل شده است و كمتر در مقام
پاسخ به اين انتقادات پيشقدم شده است اما او در زمانهايي كه حجم انتقادات
به يكباره افزايش يافته يا انتقادات مربوط به مسائل اعتقادي و ارزشهاي
مورد قبول او بوده است، با نگارش نامههايي سرگشاده پاسخ منتقدان را داده
است كه البته تعداد اين نامهها در برابر موج انتقادات همانند قطرهاي در
مقابل درياست. ضرغامي در اين سالها سعي كرده تا خود را مسئولي انتقادپذير
و صبور نشان دهد.
ضرغامي در آبانماه سال گذشته با اشاره به اينكه بيشترين انتقادات به
صداوسيما شده است، گفته بود: از كارشناسان ميخواهيم كه بيرحمانه به نقد
رسانه ملي بپردازند.
ضرغامي كه سالهاي زيادي را در جبهه و جنگ و همچنين سپاه پاسداران گذرانده
است، نسبت به فرهنگ جبهه و همرزمان خود داراي حساسيت بالايي است به نحوي
كه پس از انتقادات يكي از فرماندهان بسيج به همسر شهيد باكري بلافاصله در
قالب نگارش يادداشتي افشاگرانه نوشت: در قحط سال هيزم، انقلابيون كه
پايشان كنار شومينه هنگام صرف قهوه عصرانه سوخت و در پايان غائله مستنطق
ما شدند، هنگام انقلاب كجا بودند؟
و اين حكايت روايت تابسوز همه دورانها بوده است و انگار بناست بماند.
پنج سال سخت در انتظار ضرغامي
تكيه دوباره ضرغامي بر «سازمان» آغاز دورهاي است كه ميتواند آبستن
تحولات نوين در رسانه ملي باشد چرا كه صداوسيماييها، طي هفتههاي گذشته،
علاوه بر منتقدان قبلي، شاهد بودند كه مقام معظم رهبري نيز انتقادهاي
آشكاري را بر عملكرد آنها وارد كردند. حضرت آيتالله خامنهاي در ديداري
كه اخيرا با جمعي از نخبگان داشتند در پاسخ به سخنان يكي از حاضرين،
انتقاداتي را نسبت به عملكرد رسانه ملي مطرح كردند كه حاكي از نارضايتي
ايشان از برخي برنامهها و بيملاحظگيها بود.
ايشان فرمودند: «از خيلي از برنامههاي صداوسيما بنده راضي نيستم، از جمله
از همين راضي نبودم كه از سه ماه قبل از انتخابات، از ماه اسفند، بلكه
زودتر از اسفند، بعضي سفرهاي تبليغاتي و حرفهايي كه زده شد و تظاهراتي كه
ميشد و مجادلاتي كه انجام ميگرفت، از تلويزيون پخش شود كه متاسفانه در
تلويزيون پخش شد.» گفته شد كه رهبر معظم انقلاب در ديداري كه مدتي قبل
ضرغامي گزارش كلي از آن را منتشر كرد نيز انتقاداتي را به رسانه ملي وارد
كردهاند؛ انتقاداتي كه به نوعي در انتظارات ششگانه رهبري كه در نامه
انتصاب مجدد ضرغامي آمده است كه برآوردن آنها نيازمند تلاش فراوان از سوي
مديران «سازمان» است، اين در حالي است كه ضرغامي از اين پس با فشارهاي
بيشتري از سوي دولتيها، گروههاي مذهبي و روحانيون، اصولگرايان منتقد،
اصلاحطلبان و فعالان فرهنگي و هنري روبهرو خواهد بود. زمانه ميگذرد و
نگاهها همچنان به اين سازمان عريض و طويل است و انتظار همه آن است كه
خواستههاي آنها برآورده شود؛ خواستههايي كه همگي در كنار هم گرد
نميآيند و حتي برآوردن نظر گروهي، گروه ديگر را ميآزارد.
نگاه از اين منظر به عملكرد پنجساله ضرغامي نشان ميدهد كه مردي در ميانه
اين خواستها، گاهي چنان مرزها را در رسانهاي مانند صداوسيما گسترش داده
كه تعجب بسياري را برانگيخته و در مقابل نيز وقتي با فشارها روبهرو شده
چنان عقبنشينيهايي كرده كه اين يكي هم تعجب آفريده است ولي تجربه نشان
داده در دوره دوم رياست بر سازمان، دورهاي كه روسا به اتكاي تجربه
اندوخته شده، عملكرد بهتري داشتهاند. به نظر ميرسد با اين ملاحظه است كه
رهبر معظم انقلاب دوباره حكم به انتصاب مجدد مردي را دادهاند كه مشهور به
ميانهروي است. دوره جديد احتمالا اين ميانهروي جلوه بيشتري خواهد داشت .


